چند روز است که فکر میکنم اگر احزاب طیف اصلاحطلب ایران همگی در یک حزب واحد فعالیتشان را در قالب یک مجموعه با برد سران اصلاحطلب ادامه دهند میتواند پایههای راه سبز ایرانیان را قویتر کند. اکنون احزابی چون اعتماد ملی، مجمع روحانیون مبارز، کارگزاران سازندگی، مشارکت میتوانند در قالب یک حزب فعالیت کنند.
اکنون در جوامعی که دموکراسی در آنها چون آمریکا در حد معقول و مقبولی ایجاد شده است، همین موضوع رواج دارد. در آمریکا دو حزب دموکرات و جمهوریخواه در فعالیتهای حزبی و سیاسی رقابت میکنند. اما آنچه که در ایران به عنوان اصلاحطلب و اصولگرا وجود دارد، در واقع دو طیف هستند. این موضوع مشکلاتی را بهوجود میآورد. برای مثال بعضاً اینطور برداشت میشود آنکه اصولگرا نیست، پس اصلاحطلب است و همینطور آنکه اصلاحطلب نیست پس اصولگراست. مانند آنچه که برای احمدینژاد اتفاق افتاده است. احمدینژاد اصلاحطلب نیست و بسیاری وی را در طیف اصولگرا جای دادهاند. در حالی که در همین طیفی که از آن به عنوان اصولگرا یاد میشود، اشخاصی چون محمدباقر قالیباف، علی لاریجانی، احمد توکلی و یا اشخاصی چون احمدینژاد دیده میشود. این موضوع در طیف اصلاحطلب البته کمتر دیده میشود. اما اگر فعالیتهای ایران در قالب دو حزب واحد ادامه پیدا کند، احمدینژادها نمیتوانند به راحتی هر مخالفتی را با بعضاً همفکران خود انجام دهد. او مصمم و موظف خواهد بود در قالب تصمیمهای حزبی و اساسنامهی حزب فعالیت سیاسی خود را ادامه دهد. این موضوع در جناح مقابل، اصلاحطلبان نیز وجود دارد. برای مثال غلامحسین کرباسچی آنچه را که از اصلاحطلبی تعریف میکند شاید موافق با آنچه که محمد خاتمی یا میرحسین موسوی یا حتی مهدی کروبی نباشد.
کلاً افراد میتوانند برای جبران این نقصان در قالب یک حزب واحد فعالیت کنند. چنین حزبی میتواند دارای بردی واحد متشکل از سران اصلاحطلب، خاتمی، کروبی و موسوی و تئوریسینهای اصلاحات و در مراحل بعدی افراد دیگر و همینطور این رابطه ی طولی ادامه خواهد داشت.
این موضوع البته در کنار محاسن، معایبی هم دارد. البته ترجیح میدهم عیب اصلی آن را بگویم و باقی را بر عهدهی خوانندگان هم بگذارم. به نظر خود من، مهمترین عیب این موضوع، مشکلاتی است که هماکنون برای احزاب اصلاحطلب یا وابسته به اصلاحات ایجاد میکنند: «غیر قانونی بودن حزب». با این اهرم، عملاً تمام افراد مؤثری که در این حزب فعالیت میکنند مجزم شناخته میشوند و این خطری برای ایجاد این موضوع هست. اما در کنار این، یکی از نکات مثبت تشکیل این حزب، مسؤول بودن و در قدرت ماندن هست. خب قدرت همیشه ریاست جمهوری و مراحل بالایی چون آن نیست. برای مثال قدرت نمایندههای مجلس به مراتب بالاتر از یک رئیس جمهور میتواند باشد. و تشکیل یک حزب واحد همواره نمایندگانی در سازمانها و رئوس قدرت خواهد داشت.
نکات مثبت و منفی دیگر با شما...!