۴/۱۶/۱۳۸۸

از رد صلاحیت میرحسین موسوی تا خیزش جنبش سبز

خواهشمندم این متن را تا انتها بخوانید. در این متن به گمان نگارنده تحلیلی کوتاه بر گفتارهای میرحسین موسوی و محمد خاتمی از سال ۷۶ تا ۸۸ کرده‌ایم. از اینکه چرا خاتمی آمد، چرا رفت و چرا میرحسین آمد!

پاییز ۷۶ است. گروه‌ها و احزاب‌ و اشخاص بسیاری، میرحسین موسوی را برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری هفتم دعوت کرده‌اند؛ میرحسین پذیرفته است و آمدن‌اش قطعی‌ست. اما به ناگاه اعلام می‌کند: «از ملت عذر می‌خواهم» و موجب پیدایش جنبش دوم خرداد می‌شود. سید محمد خاتمی که با رأی قاطع ملت ایران با بیش از ۲۰ میلیون رأی انتخاب می‌شود، همگان را شگفت‌زده می‌کند. آن طرفی‌ها برای تقلبی وسیع برنامه‌ریزی کرده بودند، اما هاشمی رفسنجانی در خطبه‌ی نماز جمعه قبل از انتخابات به این موضوع اشاره کرد و صریحاً اعلام کرد: «رسوای‌تان می‌کنم!». همین کافی بود تا میدان تقلب توسط متقلبین خالی شود. دلیلی که آن زمان برای انصراف میرحسین از نامزدی در انتخابات ذکر شد، موضوع رد صلاحیت وی در انتخابات بود.

پاییز ۸۷ است. بسیاری از سید محمد خاتمی برای نامزدی در انتخابات دهم ریاست جمهوری دعوت کرده‌اند. کسی میرحسین را نمی‌شناسند. خاتمی در حال سبک – سنگین کردن است؛ مشکلات راه را می‌دانید و البته صریح‌تر هم صحبت می‌کند. او علاوه بر صریح‌تر بودن، تجربه‌ی هشت سال ریاست جمهوری و مدیریت بحران را نیز دارد. بحران‌هایی چون قتل‌های زنجیره‌ای، زمین‌لرزه ی بم و ده‌ها بحران دیگر که یا برای‌اش ساختند یا به‌وجود آمدند.

باری؛ ۲۴ دی‌ماه ۸۷ خاتمی نخستین بار مثبت را به هواداران‌اش القا می‌کند: «یا من می‌آیم یا موسوی». همین کافی بود تا ۵۰٪ درصد کار را تمام شده فرض کنیم. اما او دنبال موسوی‌ است؛ فردی که بحرانی‌ترین شرایط ایران را در یک قرن اخیر مدیریت کرده است. چند روز مانده تا بیستم بهمن‌ماه که خاتمی اعلام می‌کند نظر موسوی بر نیامدن است. وقتی جامعه صدای‌ات می‌کند نمی‌توان بی‌تفاوت بود. با جدیت آمدم.

ستادش را تشکیل داد. تجربه‌ی زیادی این‌بار داشت. سه سفر استانی – انتخاباتی کافی بود تا رقیبان‌اش حساب کار دستشان بیاید. خاتمی در دور اول برنده خواهد شد. اقتدارگرایان به کار افتادند: «خاتمی از بینظیر بوتو عبرت بگیرد» او تهدید به ترور شد. اما آن‌طور که نشان داد، برای‌اش چندان اهمیتی نداشت. سفرهای انتخاباتی تمام می‌شود به تهران برمی‌گردد و کارها را ادامه می‌دهد. اما به ناگاه شوکی به هواداران اصلاحات وارد می‌شود: «موسوی: می‌ترسم قانون را به راحتی دور بزنند؛ می‌آیم»

کاندیداتوری موسوی کافی بود تا خاتمی تصمیم نهایی‌اش را بگیردک انصراف.

برخی از تصمیم خاتمی ناراحت بودند؛ برخی شگفت‌زده؛ برخی عصبانی؛ برخی در فکر. به هر حال او انصراف داده بود و موسوی سعی در گرفتن جای موسوی داشت. به روایت آمار، او در هنگام اعلام کاندیداتوری تنها ۶٪ آراء را به خود اختصاص داده بود. موسوی آرام – آرام پیش رفت. انتقاد می‌کرد اما آرام‌ پیش می‌رفت. در انتخابات ثبت نام کرد و منتظر اعلام نتایج شورای نگهبان شد. صلاحیت میرحسین موسوی تأیید شد.

از آنچه که گذشت، می‌توان یک بازی سیاسی را در نظر گرفت. میرحسینی که در سال ۷۶ احتمال رد صلاحیت‌اش می‌رفت تا قوت بگیرد و قطعی شود، در سال ۸۸ کاندیدای ریاست جمهوری شد و توسط فیلتر شورای نگهبان تأیید شده بود. او منتظر همین بود تا کولاکی که قرار بود به راه بیاندازد، ایجاد کند. طوفان سبز بعد از اعلام نظر شورای نگهبان به راه افتاد.

نامزدی سیدمحمد خاتمی و اعلام نظر صریح او برای کنار رفتن برای موسوی، یک شگردی بود که اقتدارگرایان را به تله انداخت. آن‌ها گمان می‌بردند، اگر موسوی اعلام نامزدی کند و خاتمی کنار بکشد با توجه به شناخت بسیار کم جامعه از او، بدون تقلب گستره به‌راحتی می‌شود احمدی‌نژاد را برای چند سال دیگر در مسند ریاست ایران قرار داد. اما آن‌ها اشتباه‌شان همینجا بود که متوجه این تله نشدند. این تله‌ای بود برای تأیید صلاحیت میرحسین موسوی توسط شورای نگهبان. همان شورایی که گفته می‌شود جنتی و یزدی دو عضو مؤثر آن، به او رأی منفی داده‌اند.

برخی از حامیان نامزد اصلاح‌طلب دیگر ــ مهدی کروبی ــ از اینکه میرحسین علناً اعلام اصلاح‌طلب بودن نمی‌کند، شاکی بودند و همین موضوع بارها توسط آن‌ها سرکوفت حامیان میرحسین می‌شد. او این موضوع را اعلام نمی‌کرد چراکه منتظر اعلام تأیید صلاحیت بود. افرادی چون مهدی کروبی و محمد خاتمی صراحتاً اعلام کردند که: «او یک اصلاح‌طلب است» پس هست.
حالا این میرحسین موسوی است که به قول محمدرضا خاتمی می‌توان اکنون او را پرچم‌دار اصلاحات نامید. او فردی باهوش است. کلمه به کلمه‌ی اطلاعیه‌های‌اش و یک‌یکِ کارهای‌اش چه قبل انتخابات و چه بعد از آن، پیرو اقداماتی برنامه‌ریزی شده بوده است. اکنون امید ایرانیان زیادی به اوست. جنبش سبز منتظر اوست.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر